هر روز از همین جا ببینید و بشنوید...
نویسنده: ناشناس
فکر اینکه مردمی در عصر حاضر جنین انسان میخورند خارج از اینکه مشمئز کننده است تکان دهنده، دلخراش و دلسرد کننده نیز هست. من در اینترنت مقالهیی در ارتباط با این موضوع پیدا کردم و به صرافت افتادم تا آن را برای پارسی زبانان ترجمه کنم. اما در مورد اینکه چطور مسالهی جنینخواری چینیان برایم پیش آمد باید بگویم که در دانشگاه سر کلاس ترجمه متون اقتصادی بودم که گفتگویی در ارتباط با اینکه چینیان شریک اول تجاری ما هستند پیش آمد. بحث در این رابطه ادامه داشت که استاد به قضیهی جنینخواری چینیان اشاره کرد. همهی همکلاسیهایم بعد از شنیدن با چهرههای گرفته و حالتی که نشان می داد حتی از شنیدن خبر حالشان بد شده است نشان دادند که از خبر تعجب کردهاند. استاد ادامه داد که در چین بخاطر فقر اقتصادی زنهایی استخدام میشوند و جنینهای ۳ تا ۴ ماههی خود را برای تهیهی خوراک رستورانها سقط میکنند. آن روز این موضوع در دانشگاه فکرم را به خود مشغول کرد.
ظهر به خانه بازگشتم و البته بکلی موضوع را فراموش کرده بودم. شب دوباره به یاد حرفهای استادم افتادم و با خودم فکر کردم که اگر این قضیه حقیقت داشته باشد، اعراب جاهلیت در برابر تاریخ روسپید خواهند بود چرا که اعراب دخترانشان را از ترس بدنامی و ننگ زنده بگور میکردند، اما چینیان در عصر حاضر به نوزادانی که در بطن مادرشان هستند به چشم خوراکی لذیذ نگاه میکنند و اگر وضعیت اعراب آنقدر بحرانی و اسفناک بوده است که پیغمبر صاحب شریعتی برایشان فرستاده شده است. در برابر چینیان چه باید کرد؟
ضمنن اینکه جمعیت چین و کشورهای جنوب شرق آسیا آنقدر زیاد است که این کشورها را با بحران مواد غذایی روبرو کرده است قابل درک است. و حتا این موضوع که در این منطقه از جهان مردم به غذاهایی عجیب و غریب (جنین نوعی پرنده، مغز میمون، سوپ مورچه و …) رو آوردهاند که ما تنها مانندشان را از جادوگران قصههای اروپایی شنیدهایم باعث نمیشود که ما از آنها بیزار باشیم. اما خوردن جنین انسان ما را یاد خدا، خلقت انسان، روح، اخلاق و یکی از اساسیترین و مهمترین احساسات بشری (حس مادرانه) میاندازد. آیا خوردن جنین انسان، ماجرایی است که میتوان از آن بهسادهگی گذشت؟
خلاصه، تصمیم گرفتم که به تنها درگاه ارتباطی ایرانیان به دنیای بیرون سری بزنم. در یاهو و گوگل درجستجوی عکس یا متنی در این مورد بودم اما موردی که قابل استناد باشد پیدا نکردم، تا اینکه به مقاله ای رسیدم که همین موضوع را مورد بررسی قرار داده بود.
این مقاله به زبان انگلیسی است و این مساله را از ابتدای مطرح شدنش مورد بررسی قرار داده است. بیشتر از این حوصلهتان را سر نمیبرم و نظر شما را به ترجمهی این مقاله جلب میکنم که خود گویای همه چیز است.




.
.
«وَن» مردي ويتنامي بود كه همسرش را در سال 2003 از دست داد. زماني كه او را دفن كرد تصميم گرفت تونلي را تا گور همسرش حفر كند بهطوري كه بتواند شبها در كنار او باشد ولي وقتي همسايهها و مسئولين محلي متوجه شدند، جلوي كار او را گرفتند. «ون» در نوامبر سال 2004 تصميم گرفت كه بقاياي جسد همسرش را از گور درآورده و به خانه بياورد. او اين كار را انجام داد و باقیمانده جنازه همسرش را در كاغذ پيچيد و ماسكي نقاشي شده به شكل همسرش را روي صورت جنازه قرار داد و سالها با او زندگي كرد. پسر «ون» ميگويد كه او هميشه قبل از رفتن به رختخواب براي خواب مادرش را در آغوش میگيرد و سپس به تخت خود ميرود.
«ون» به روزنامه محلي ويتنام گفت: همسايهها هيچگاه به ديدن ما نميآمدند ولي از زماني كه موضوع جسد همسرم كشف شد و در روزنامهها نوشته شد هر روز میخواهند با ما ديداري داشته باشند. او افزود من ترسي از خوابيدن در کنار همسرم ندارم، فقط جسم همسرم مرده ولي روحاش هنوز با ماست.


.
نوشتار: محمود درویش
گفتار: تراب حقشناس
بیست سطر دربارهی عشق سرودم و به خیالم رسید که این دیوار محاصره بیست متر عقب نشسته است. «محمود درویش»
مجموعهی 122 شعر بیشتر کوتاه از شاعر فلسطینی محمود درویش.
شاعر، این مجموعه را در ژانویه 2002، هنگامی که ارتش اسراییل شهر "رامالله" را محاصره کرده بود، سروده است، شعرهایی بالبداهه که هر قطعهاش لحظهیی، صحنهیی یا اندیشهیی گریزپا را ثبت کردهاند.
مترجم، این کتاب را از متن عربی با مقابله با ترجمهی فرانسه، به پارسی برگردانده و در یادداشتی، زندهگی و آثار شاعر را معرفی کرده است.
همچنین شعری از محمود درویش که در واقع واکنش اوست.
به درگیری حماس و الفتح در سال 2007، در این مجموعه آمده است.
چند شعر نیز با صدای خود شاعر میشنویم.
.
.

در کتاب معاد نوشته آیتالله دستغیب شیرازی از پیامبر اسلام نقلقول میکنند که رسول خدا فرمود:
هر مومن که شهید میشود در بهشت قصری انتظارش را میکشد که در آن قصر70 حجره است و هر حجره دارای 70 تخت است و بر هر تختی 70 فرش گستراندهاند و بر هر فرشی 70 حوری نشسته و انتظار آن شهید راه اسلام را میکشند.
با بررسی این سخن و با یک ضرب ساده ریاضی میتوان به این نتیجه رسید که بر طبق سخنی که از رسول خدا نقل شده، 7 به توان 4 حوری یعنی رقمی معادل 24010000 (حدود 24 میلیون) حوری بهشتی فقط در انتظار یک شهید اسلامی میباشد.
با فرض اينكه هر كدام از فرشها 6 متر مربع باشد مساحت كل فرشها ميشود 2058000 مترمربع با در نظر گرفتن 20% راهروها، راهپلهها و فضاهاي بدون فرش، مساحت كاخ 2469600 متر مربع به دست ميآيد كه ميشود عمارتي با زيربناي 200 در 200 متر و 62 طبقه به ارتفاع 186 متر پر از حوري فقط براي يك شهيد اسلامي.
با فرض اينكه شهيد مورد نظر به هر حوري يك ساعت سرويس دهي نمايد بعد از 2740 سال كار بدون وقفه، نوبت به آخرين حوري ميرسد.
.
لینکهای ارسالی خوانندگان...