در خیابان چهره آرایش مکناز جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشمها افسون مریز
یادکن از آتش و روز معاد
طرهی گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاشتر گویم، عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایرانزمین
یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهرم این لباس تنگ چیست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم اینقدر تنازی مکن
با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو
نوعروس چشم نامردان مشو
***
خیمهگاه عشاق الحسین (ع)
***
در پاسخ به شعر بالا
"رزی دلنشین" اینگونه گفته است:
ای فلانک خاک عالم بر سرت
گر چُنین گویی سخن با خواهرت
خواهر تو نیستم البته من
پس فزونتر از دهانات زِر نزن
چشم هیز و خوی بد، فکر پلید
از دل هر مصرعات آمد پدید
زشتیِ دید و کلام و ذاتِ تو
هست پیدا در همه ابیاتِ تو
از خرد چون کم رسیده سهم تو
نیست زیباییِ من در فهم تو
هم نگفته با تو هیچ آموزگار؟
هست طنازی به تای دستهدار؟
یا نمیدانند "عشاق حسین"
فرق ساده را میان تا و طین
همچنین آرایشِ من ای عمو
در خیابان نیست، کم یاوه بگو
جای آرایش، چه نزدیک و چه دور
سالن آرایش است، ای بیشعور
من لباس تنگ میپوشم، بله
پوشش خوشرنگ میپوشم، بله
میشوم طناز و زیبا و ملوس
میخُرامم در چمن چون نوعروس
زلف خود ریزم برون از روسری
میکنم در چشمِ مردان دلبری
طرهی گیسو دهم در دست باد
گورِ بابایِ تو و روزِ معاد!
***
"رزی دلنشین" اینگونه گفته است:
ای فلانک خاک عالم بر سرت
گر چُنین گویی سخن با خواهرت
خواهر تو نیستم البته من
پس فزونتر از دهانات زِر نزن
چشم هیز و خوی بد، فکر پلید
از دل هر مصرعات آمد پدید
زشتیِ دید و کلام و ذاتِ تو
هست پیدا در همه ابیاتِ تو
از خرد چون کم رسیده سهم تو
نیست زیباییِ من در فهم تو
هم نگفته با تو هیچ آموزگار؟
هست طنازی به تای دستهدار؟
یا نمیدانند "عشاق حسین"
فرق ساده را میان تا و طین
همچنین آرایشِ من ای عمو
در خیابان نیست، کم یاوه بگو
جای آرایش، چه نزدیک و چه دور
سالن آرایش است، ای بیشعور
من لباس تنگ میپوشم، بله
پوشش خوشرنگ میپوشم، بله
میشوم طناز و زیبا و ملوس
میخُرامم در چمن چون نوعروس
زلف خود ریزم برون از روسری
میکنم در چشمِ مردان دلبری
طرهی گیسو دهم در دست باد
گورِ بابایِ تو و روزِ معاد!
***







0 نظرات:
ارسال يک نظر